اسم من ((گز)) است !
 از ویتامین هاى مختلفى سرشارم .
شفابخش بوده و داراى فلزات گیاهى مى باشم .
خوردن من ، نرمى استخوان را معالجه مى کند و میکربهاى ناخوشى زا را از بین مى برد!
من و گز علفى دو برادر جزو گروه ((انگبین ))هاى غذایى هستیم ، و انگبین هاى دیگر مثل شیر خشت - بید خشت - ترنجبین - شکرگز - شکر تیغال و و و....همه جزو دسته ى ((انگبین ))هاى دارویى هستند.
ما دو برادر هر دو ایرانى و از انگبین هاى مخصوص ایران بوده ، و در جاهاى دیگر تاکنون به عمل نیامده ایم . در اصفهان با من شیرینى مخصوصى به نام ((گز)) مى سازند و با برادرم شیرینى دیگرى به نام باسلق ساخته مى شود. تهیه گز و باسلق با شکر خالص نوعى تقلب است .


در زبان فارسى به من گز انگبین و گز خوانسار مى گویند. در عبرى و عربى (من ) مى گویند و در تورات و قرآن مجید از ما به نام (من والسلوى ) یاد شده است . ما همان مائده ى آسمانى هستیم که خداوند براى قوم یهود فرستاد و آنها از آن در مدت چهل سال سرگردانى تغذیه کردند تا به سر حد کنعان رسیدند و دسته اى از آن ها قدر ما را ندانستند. از حضرت موسى (ع ) سیر - پیاز و عدس خواستند. عده اى در شرح این مائده نوشته اند که صمغى بود که طعم شهد داشت . در جاى دیگر نوشته اند عسلى بود که بر روى درختان مى نشست و بعضى گفته اند که ترنجبین بود. در زبان فرنگى به ما ((مان )) مى گویند و انواع و اقسام زیادى داریم که سى نوع آنها شهرت دارند و معلوم نیست آنچه به نام مائده بر یهودیان فرستاده مى شد کدام نوع ما بوده است .
به نظر ((زبان خوراکیها)) با توجه به خط سیر قوم بنى اسرائیل ، مائده آنها نوعى شکرک و انگبین است که در روى نوعى زبان گنجشک تولید مى شود و خواص آن شبیه انگبین هاى ایرانى است و به همین جهت است که آنرا در اروپا انگبین ((اروپایى ایران )) مى نامند. من در اینجا خود و برادرم گز علفى را که از بهترین نوع انگبین غذایى هستیم ، به شما معرفى مى کنم و چگونگى پیدایش خود را شرح مى دهم تا شما در زندگانى موجود کوچکى که پشه گز نام دارد، سیر و سیاحت نمایید و از اسرار ما انگبین ها مطلع شوید. انگبین ها چنانچه در عسل گفته شد، شهدى هستند که حشراتى پس ‍ از مکیدن نیکنوش از شیره ى پرورده گیاهان آن هارا مى سازند. اسرار ساختمان انگبین ها هنوز بر دانشمندان کشف نشده ، و با پیشرفت علم هنوز در پرده ى ابهام باقى مانده است . همینقدر مى دانند که این حشرات پس از مکیدن شیره پرورده ى گیاه آنرا به کیسه اى که در بدن خود دارند مى برند و در آن جا تبدیل به شربتى شیرین مى نمایند که این شربت پس از خارج شدن از بدن آنها منعقد شده و به صورت عسل یا انگبین در مى آید. ساختن مواد قندى بوسیله این موجودات مخالف با اصول شناخته شده ى زیست شناسى است ، زیرا مواد قندى در طبیعت به عهده ى گیاهان قرار دارد که سبزینه اى آنها در اثر تابش نور آفتاب ، گاز کربن هوا را گرفته و تبدیل به قند مى نمایند.
ساختن مواد قندى بوسیله حشرات مغایر اصول طبیعت بوده ، چگونگى آن معلوم نیست ، این گیاه که به عربى به آن طرفا - طرفة المن واتل گویند، درختچه اى است زیبا که در بیشتر نقاط ایران و چند کشور دیگر مى روید، ولى چون در آن نواحى پشه گز وجود ندارد، تنها در خوانسار تولید گزانگبین مى کند - در ایران البرز مخصوصا مرو آباد و عباس آباد، نزدیک پل جاجرود - در جنوب ایران شیراز، سواحل خلیج فارس ، آبادان ، بوشهر - در مغرب ایران دره بازوفت و همچنین در کرمان و بلوچستان به عمل مى آید، ولى همانطور که گفتم در این نواحى پشه گز وجود ندارد تا بتواند از شیره ى این گیاهان نوشیده و مرا بسازند، ولى با مطالعاتى که بوسیله نویسنده ى زبان خوراکیها به عمل آمده ، بارور کردن این گیاهان بسیار ساده بوده و مى توان با یک طرح وسیع محصول بسیارى بدست آورد و رقم بزرگى بر صادرات کشور افزود. پشه گزها نحل هاى کوچکى هستند که در برگهاى و ساقه هاى گون گز خانه مى سازند و از شیره ى پرورده ى این گیاه قشنگ تغذیه مى کنند و از نیکنوش آن که شفاى مردم در آن است شهدى مى سازند تا آیتى براى اندیشمندان باشد. این نحل هاى کوچک زندگانى شیرین و اسرارآمیز مخصوص به خود دارند و کندوى آنها ساقه و برگهاى گون گز مى باشد. از این که من این پشه ها را نحل مى خوانم تعجب نکنید. همانطور که پرندگان انواع و اقسام کوچک و بزرگ ، از شتر مرغ تا مینج دارند، زنبورهاى عسل نیز انواع و اقسام کوچک و بزرگ دارند و ما براى شناسایى بیشتر آنها را در سه دسته به شما معرفى مى کنیم .
1 - دسته اول همان زنبورهاى عسل هستند که چندین نژاد به رنگ هاى گوناگون دارند و انگبین آنها عسل نامیده مى شود. به این دسته از حشرات در عربى نحل و در فارسى زنبور عسل - منج و منگ مى گویند.
2 - دسته دوم نحل هاى کوچکى هستند به اندازه پشه ، که ما با اجازه خوانندگان آنها را منجک مى نامیم . مهمترین اینها، پشه گز و پشه ون مى باشد که اولى مرا که گز انگبین نام دارم مى سازد و دیگرى برادر خارجى مرا که ((ون انگبین )) است تولید مى کند. حشره ى سازنده شکر تیغار را هر چند جزو قاب بالان است مى توان منجک نامید.
3 - دسته سوم منج ها موجودات بسیار ریزى هستند که با چشم غیرمسلح دیده نمى شود و چون براى اولین باز نویسنده کتاب زبان خوراکیها آنها را پیدا کرده و در زندگانى اسرارآمیز آنها تفحص نموده ، آن ها را ((میکرو منج )) نامیده است . چون نیش این دسته به حد کافى بلند نیست و نمى تواند شخصا گیاه را بمکد. در شکافهاى مصنوعى که بدست انسان ایجاد مى شود، و از شکافهایى که حشرات دیگر بر درخت وارد مى آورند، استفاده کرده و شیره درخت را که از آن شکافها بیرون مى آید، میدان فعالیت خود کرده و تبدیل به انگبین مى نماید. مانند بید خشت که به روى نوعى بید به عمل مى آید. پس براى بدست آوردن انگبین دو عامل ضرورت دارد، یکى منج مناسب و دیگرى درخت مخصوص آن ، همانگونه که براى ساختن پیله ابریشم نوغان و درخت توت هر دو لازم است . حال براى اینکه زبان خوراکیها تنوع بیشترى داشته باشد و خوانندگان بتوانند به اسرار طبیعت آشنا شوند، چگونگى زندگانى و پیدایش پشه گز را شرح مى دهیم تا صاحبان تفکریى به عظمت دستگاه آفرینش برده و این جهان را سرسرى تصور ننمایند.
پشه گز حشره کوچکى است از دسته نازک بالان و جزو دسته ى منجک ها و با اینکه سالها است در ایران زندگى مى کند، معذلک مردم ایران جز اهالى خوانسار آنرا نمى شناسند و آنها نیز این موجود را خلق الساعه تصور کرده ، و نمى دانند از کجا مى آید و به کجا مى رود. همینقدر مى دانند که در اوایل پاییز ناگهان میلیون ها پشه گز در فضاى خوانسار ظاهر مى شود و پس از ساختن گز انگبین از بین مى رود. حال چگونگى پیدایش این موجودات را شرح مى دهیم . در اوایل شهریور ناگهان خیل پشه گزها را در فضاى گز زارها مى بینید که از برگ و ساقه هاى گون گز تغذیه مى کنند و در این موقع ماده ها سنگین شده به سوى پایین آمده ، در روى گون گز نشسته و تخم خود را که در حدود 75 عدد است در ساقه فرو برده ، مخفى مى سازند و خود از بین مى روند. اگر زمستان سخت و برفى باشد، تخم آنها بیشتر دوام آورده و بهتر مانده و سال آینده محصول بیشترى گز انگبین بدست مى آید. در بهار که درختان بیدار شدند و برگ نو آوردند، تخم پشه گزها بوسیله شیره ى گیاهى بالا رفته و به صورت لکه هاى سفیدریزى روى برگ ظاهر مى شوند و کم کم برگ گون گز پیچیده شده و کندوى مناسبى براى خانواده ى آنها درست مى شود و به تدریج رنگ لکه ها سیاه شد، و حشرات نمایان گردیده و مرا که گز انگبین نام دارم مى سازند. در اوایل شهریور شهد من به صورت اولین فرآورده از دمبرگ سرازیر مى شود. به این محصول گرده مى گویند. کم کم رشد منجک ها از کندوى برگى خود به سوى ساقه پیش مى آیند و در هوا پرواز مى کنند. این پشه گزها داراى دو شاخک ، چهاربال و شش پا هستند. شکم آنها بندبند بوده ، و در هر بند مقدارى انگبین ذخیره شده که مقدارى از آنرا به صورت گرده در برگ ، و بقیه را در چند نوبت به صورت کمان روى ساقه ها مى نشانند و چون این کمان ها شبیه ستاره است ، به این محصول ستاره مى گویند. شکرک آن ها بلورین و شیرین است . همانطور که قبلا اشاره شد این نحل هاى کوچک نیکنوش گون گز را مکیده و آنرا به شکم بند بند خود مى فرستند. و در آنجا در اثر یک سلسله اعمال نامعلوم تبدیل مى نمایند.
من داراى چندین نوع قند و الکل هستم ، و مقدارى صمغ و لعاب و مواد معدنى و عوامل زنده در بردارم و از این حیث و از نظر خواص شبیه سایر انگبین ها مى باشم . براى بدست آوردن من باید پرده اى از پوست بز پهن کنند. زیرا به علت داشتن صمغ و لعاب چسبنده بوده و به پارچه مى چسبم . این پرده پوستى را زیر درخت گون گز پهن مى کنند و یک غربال روى آن مى گذراند و بعد با یک چوب دستى به برگها و ساقه ها مى زنند تا تمام محصول آنها از غربال گذشته روى پرده ریخته شود.
از شهد من یک نوع شیرینى به نام گز مى سازند که طرز ساختن آن به شرح زیر است
طرز ساختن گز
هم وزن من آب را در پاتیل جوش بیاورید. بعد آتش را کم کنید و مرا به تدریج در آن ریخته به هم بزنید تا حل شوم ، بعد این شربت را با پارچه یا صافى صاف کنید تا علفها و تفاله هایى که با من مخلوط است گرفته شده ، شربتى صاف بدست آورید. بعد این شربت را مى گذارید تا لرد آن ته نشین شود، بعد چند دانه سفیده اى تخم مرغ را زده و به آن اضافه کنید و بعد با یک جاروب تمیز قنادى آنرا بزنید تا جرم آنرا بگیرد و مجددا صاف کنید. بعد برابر نصف آب گز شکر اضافه کنید و حرارت دهید تا به حدى غلیظ شود که اگر یک قطره از آنرا بین انگشت شست و انگشت مجاور آن گذاشته از هم باز کنید پنج شش نخ تولید کند. بعد بجوشانید تا به ده نخ برسد، بعد خلال بادام یا پسته و کمى هل در آن ریخته ، به هم بزنید تا به خوردش رود، بعد در روى یک سینى که کمى آرد روى آن باشد ریخته و بعد برداشته با دست یا ماشین به صورت گز لقمه اى یا گرد در آورید و پس از سرد و خشک شدن ، آنرا باز میان آرد ریخته و بسته بندى نمایید.
ساختن گز و باسلق با شکر خالص نوعى تقلب محسوب مى شود و همانطور که گفتیم ، گز را باید گز انگبین و باسلق را با گز علفى ساخت . معمولا گز را نصف و ثلث مى گویند و آن موقعى است که میزان من که گز انگبین هستم ، در آن نصف یا ثلث باشد. گز خوب باید 35 درصد گز انگبین ، 35 درصد شکر و سى درصد مغز پسته یا بادام داشته باشد. گز خوب باید ترد و شکننده بوده ، در دهان به راحتى باز شود و دهان را خنک نماید. گز با اینکه در ساختن آن مقدارى شکر به کار مى رود خنک بوده و گرمى ندارد.
من مانند سایر انگبین ها شفابخش و مفید بوده و داراى فلزات گیاهى و ویتامین هاى گوناگون هستم که شرح مفصلى آنها را در انگبین هاى دارویى خواهید خواند. با این فرق که آنها به مقدار کم ملین و به مقدار زیاد مسهل مى باشند و من با اینکه به مزاج لینت مى دهم ، خاصیت مسهلى ندارم و هر قدر مرا زیاد بخورید ناراحت نخواهید شد - خوردن من نرمى استخوان را معالجه مى کند و میکرب هاى ناخوشى زا را از بین مى برد. براى تهیه گز نمى توان از گز علفى که آنرا نیز به نام گز انگبین مى فروشند استفاده کرد.

زبان خوراکیها
غیاث الدین جزایری